الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

315

الغدير ( فارسى )

چنين گويد : « نهى » - به كسر نون - غدير و امثال آن را گويند و براى پيشوايمان على ، رزمى است كه به نام « غدير خمّ » ياد مىشود و شاعر در اينجا بدان رزم اشاره مىكند . كاش استاد مصرى ، بعد از آنكه « نهى » را عوض « بغى » در ديوان مهيار به طبع رسانده ، در تركيب كلمهء « نهيا » توضيحى اضافه مىكرد و مىگفت : آيا حال است كه منصوب شده يا مفعول است ؟ و با آنكه هيچكدام متناسب نيست ، اعلام مىكرد كه اين گونه تعبير نامناسب ، از مانند مهيار ديلمى ، آن بزرگ‌مرد ادب بعيد مىنمايد . گويا استاد مصرى ، احمد نسيم ، بر روش ابراهيم ملحم اسود ، گام مىزند كه گفته است : روز غدير نام جنگ معروفى است « 1 » ، ولى كاش از راز اين جنگ معروف پرده برمىداشت و قسمتى از تاريخ آن را ياد مىكرد . مىخواهند سخن خدا را برتابند ، دلهاى اينان به شك اندر است ، و در ترديد و حيرت غوطه‌ورند . « 2 » شاعر را بشناسيم ابو الحسن « 3 » مهيار بن مرزويه ديلمى بغدادى ، ساكن كوى رياح در محلهء كرخ بغداد ، رفيع‌ترين پرچم ادب است كه در شرق و غرب عالم به اهتزاز آمده و نفيس‌ترين گنجينهء سرشار ، از گنجينه‌هاى فضيلت است كه پيشاپيش سرايندگان لغت عرب گام مىزند ، سرايندگانى كه اساس سخن را پى ريختند و كاخ آن را بر سمابر كشيدند . منتى كه بر ادبيات درخشان عرب دارد ، همواره با سپاسى فراوان ياد مىشود . شعر و ادب به ثنا برخاسته ، فضل و حسب زبان به تحسين گشاده و نژاد عرب با هركه به آنان پيوند خورده ، مديون فضل بيكران اوست . گواه مدعا ديوان شعرش كه در چهار دفتر پرورق تنظيم يافته و فنون مختلف شعر و ادب و شاخه‌هاى بارور آن را دربر گرفته ، جلوه‌گاهى از هنر او در پرورش خيال و تصوير معانى است ، تا آنجا كه معانى را بىپرده در برابر ديدگان مجسم مىسازد و جز با سبكى استوار و ادبى توانا و اسلوبى نوين سخن

--> ( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 2 / 331 . ( 2 ) . اقتباس از آيات قرآن است . ر ك : سوره‌هاى فتح 48 / 15 ؛ توبة 19 / 45 . ( 3 ) . و در برخى از مصادر قديم : ابو الحسين .